سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
305
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اين كه آيا عمل سزارين راه حل رايج زايمانهاى مشكل بود يا نه ، موضوعى است كه مورد بحث شرقشناسان و مورخين مىباشد . دكتر كوئك « 8 » در Ciba Zeitschrifi مورخ آوريل 1952 نوشته است كه در شرايط استثنائى اين عمل صورت مىگرفت و نظر خود را مستند به مينياتورهاى ايرانى مىكند كه در آنها عمل مزبور دقيقا نشان داده شده است ، اما من چه با استناد به نوشتههاى موجود و چه با در نظر گرفتن نوع جراحى ، با نظر دكتر كوئك موافق نيستم . من بسيارى از مطالبى را كه به زبان فارسى و يا عربى راجع به طب اطفال هستند مطالعه كردهام و نديدهام كه حتى اشارهاى هم به اين موضوع شده باشد ؛ به علاوه من وفور مينياتورهاى مورد بحث را هم مربوط به رواج فوق العاده زياد شاهنامه ، كه اكثر اين مينياتورها مربوط به يكى از داستانهاى آن است مىدانم ، داستان حزنانگيز تولد بچهاى همراه با شكافتن پهلوى مادر كه بالمال نياز به يك شكل توصيفى دارد . اعتقاد به اين كه پزشكان ايرانى در صورت لزوم دست به عمل سزارين مىزدند ، همانطور كه گفته شد مبتنى بر يكى از داستانهاى شاهنامه است ، و در اين كتاب قطور كه تماما به شعر بوده در اواخر قرن چهارم هجرى سروده شده است تولد رستم چنين توصيف گرديده : نيايد به گيتى ز راه زهش * به فرمان دادار نيكى دهش بياور يكى خنجر آبگون * يكى مرد بينا دل پرفسون نخستين به مى ماه را مست كن * ز دل بيم و انديشه را پست كن بكافيد بىرنج پهلوى ماه * بتابيد مر بچه را سر ز راه بكافد تهيگاه سرو سهى * نباشد مر او راز درد آگهى بيامد يكى موبدى چرب دست * مرآن ماه رخ را به مى مست كرد چنان بىگزندش برون آوريد * كه كس در جهان اين شگفتى نديد « 9 » شاهنامه تقريبا همزمان با ابن سينا سروده شده و جلوتر از جرجانى است ، و چون مىبينيم كه هيچيك از اين دو پزشك گرانقدر مطلبى راجع به اين موضوع ننوشتهاند پس مىتوانيم نتيجه بگيريم كه اشعار فوق نوعى داستانسرائى است . در مورد مينياتورهاى مورد استناد دكتر كوئك دلايل ديگرى نيز در دست مىباشد ، يكى از آنها مربوط به كتاب بيرونى است كه در آن تولد ژوليوس سزار نشان داده شده است در اين مينياتور جراح و سه دستيار او همه مرد هستند ، اما همگى ملبس به لباس ايرانىها مىباشند ، و جز زائو زن ديگرى در تصوير ديده نمىشود . مينياتور ديگر كه متعلق به قرن دوازده يا سيزده هجرى است ، تولد رستم را به ماخذ نوشتههاى شاهنامه نشان مىدهد . در اينجا نيز جراح و دستيارش مرد هستند ، اما سر زائو در دست يك زن است و در زمينهء تصوير نيز سه زن ديگر ديده مىشوند كه ظاهرا كار پرستار را انجام مىدادند .
--> ( 8 ) - Dr . Quecke ( 9 ) - شاهنامه فردوسى ، چاپ مسكو جلد اول صفحه 237 و 238